هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
175
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
پيامبر ( ص ) كه بوسيلهء نعيم بن مسعود براى آشفته ساختن كار مشركان و پراكندن وحدت آنان اجرا شد ، و سرانجامش به آن بادهاى تند و رعد و برقها و بارانهائى رسيد كه همهء راهها را بر آنان بست و جائى براى جاى گرفتن و سكونت و اميدى براى سالمماندنشان باقى نگذاشت و دلهاى ايشان را از ترس و وحشت پر ساخت . ( 1 ) اينان كسانى بودند كه در گرد آوردن آن چند هزار جنگجو كوشيدند و با نديده گرفتن پيمان خود و معاهداتى كه يقين داشتند پيامبر به همهء بندهاى آن وفادار است به آن مهاجمان پيوستند . اين گروه خطرناك هنوز در مدينه در كنار مسلمانان هستند و در ايشان چيزى جز نيرنگ و خيانت وجود ندارد ، و باز فردا همان نقشى را بازى خواهند كرد كه ديروز با قريش و همدستان عربش بازى كردند ، چه بسا در شرايطى متفاوت از آنچه كه مشركان را دچار ناتوانى كرده و همهء آرزوها و هدفهاشان را در هم ريخت . اگر فرض كنيم پيامبر ( ص ) در آن زمان پيمان خود را با آنان تجديد مىنمود ، چه كسى بار ديگر آنان را از شكستن پيمان همانگونه كه ديروز كردند بازمىداشت ، در حالى كه به اعتراف رئيس خودشان در هنگام دعوت حى بن اخطب براى شركت در جنگ ، جز راستى و وفا از پيامبر نديده بودند ؟ ( 2 ) پيامبر ( ص ) به همهء بندهاى توافق خود با بنى قريظه پايبند بود ، همچنانكه با بنى نضير و بنى قينقاع نيز چنين بود . همواره با وفا و بزرگوارى به آن عمل مىكرده با كرامت نفس خود آن را مراعات مىنمود . با اينهمه آنان همواره وسيلهء بدى و شر بودند و پيامبر و اصحابش جز پس از بيرون راندن آنان از مدينه طعم آسايش را نچشيدند . حال اين بنى قريظه نيز به ايفاى همان نقشى پرداخته بودند كه بنى قينقاع و بنى نضير پيشتر بازى كرده بودند ، بلكه بدتر از آن .